همين كه خورد گره دستهاي تو با مرگ
دوباره زندگيم بي تو شد ســــراپا مرگ
دوباره بچه شدم بچه اي كه پر شده بود
تمام دفـــترش از مشــــق آب بابا مرگ
بيا كه بي تو در اين شهر هيچ كس نگرفت
سراغي از من تنها و خسته حتي مرگ
□
مرا به مستي يك بزم مرده دعوت كن
ولــي بريز برايم به جـــاي ودكا مرگ
بريز تا بخـــورم زودتر به ســـنگ اجل
كه تا به هم برساند دوباره ما را مرگ