تبليغاتX
غزل سرا
دیشا
دیشا
/یک حادثه محال لذت بخش است /پرواز بدون بال لذت بخش است /برخیز و بیا سرزده که دیدین تو /بعد از سه چهار سال لذت بخش است /
سه شنبه پنجم آذر 1387
 

با سلام. این شعر رو به بهانه سالکوچ زنده یاد منوچهر آتشی شاعر نام آشنای بوشهر گفتم که

 همین چند سال پیش در یکشنبه ای تلخ... . ولی انگار نه انگار...

 

وقتی دوباره رفتن تو ناگزیر شد

بوشهر در فراق تو دق کرد و پیر شد

دیگر به درد زندگی من نمی خورد

شهری که بعد رفتن تو بی امیر شد

دریا دلش گرفت و از این شهر بی امیر

پا پس کشید و بی تو از این شهر سیر شد  

یعنی که قامت همه نخل ها خمید

شاعر دلش شکست و غزل گوشه گیر شد

وقتی کبوترانه از این شهر پر زدی

من مات رفتنت شدم و زود دیر شد

مانند قیصری که کند ترک روم را

رفتی و من بدون تو این شهر شوم را...

حالم گرفت از در و دیوار شهرتان

هی پک زدم به تلخی سیگار شهرتان

هی تیر می کشیدم و هی دود می شدم

هی حلقه حلقه نیست و نابود می شدم

هی رشته های من همگی پنبه می شوند

هی روزها به یاد تو یکشنبه می شوند ...

 

 

+ نوشته شده در 7 بعد از ظهر توسط مهدی مهدوی.