با سلام .
ممنون از همه دوستانی که لطف می کنند شعرهایم را می خوانند و مرا از نظرات پر بهایشان بهره مند می سازند.
اینکه چرا غزل جدیدی برایتان ندارم خودم هم نمی دانم باید از خود غزل پرسید...ولی یک رباعی که به دوست عزیزم آقای عباسی تقدیم کرده ام را پیشکش می کنم.همیشه منتطر حضور زیبایتان هستم.
چندی است که او دچار ماتم شده است
از دست زمانه قامتش خم شده است
یک مرد دلش گرفته و از غم او
بوشهر برای من جهنم شده است