تبليغاتX
غزل سرا
دیشا
دیشا
/یک حادثه محال لذت بخش است /پرواز بدون بال لذت بخش است /برخیز و بیا سرزده که دیدین تو /بعد از سه چهار سال لذت بخش است /
دوشنبه سوم تیر 1387
بازهم سلام و بازهم با تاخیر. این هم از غزل آخرم تفدیم به شما.

به نام نامی دریا به رنگ چشـــمانت

دوباره آمده شاعر به جنگ چشمانت

دوباره آمده تـــا شیشه غرورش را

به انتحار بکوبد به سنگ چشمانت

که جنگ حادثه ای تلخ و خانمانسوز است

علی الخصوص اگـــر دشمنت پری باشد

صریحتر بنویسم شکست تو حتمی است

اگــر ســـــلاح حریف تو دلبری باشـــد

زنی که خنده اش ازجنس گندم و پرهیز

و شـــــرجی تن او ناب بندری بـــاشد

چه می کنی اگرآن چشمهای حادثه ساز

دو چشم قهوه ای و هیز دختری بــاشد

کـــه عادتش شده اینکه میان آقایـــان

همیشه دربدر  case بهتری بـــاشد

خدا کند که ...نه نفرین نمی کنم شاید

برای ختم غـــــــزل راه بهتری بـــاشد

که من برای تو یک جنگ و صلح بنویسم

ویک تـــرانه به سبک قشنگ چشمانت

صـــریحتر بنویســــم بیا و مســـتم کن

به جای هرچه شراب ازشرنگ چشمانت

صریحتر... نه ببین صاف وساده می گویم

دلــــم برای تو تنگ است تنگ چشمانت 

 

+ نوشته شده در 9 بعد از ظهر توسط مهدی مهدوی.