یک گلوله سهم تو، یک گلوله سهم من
ساعتی نمانده تا لحظه یکی شدن
چشمهات را ببند وبه مرگ فکر کن
بعد از تمامی خاطرات دل بکن
من تو را نشانه و تو مرا هدف بگیر
گوش کن شماره که پنج شد مرا بزن
یک، بخند نازنین، دو، دوباره شك نكن
سه، چهار، پنج ،آه يك نبرد تن به تن
بيت بعد را سكوت مي نويسم و سياه
بيت بعد را كه خون لخته مي زند كفن.......